نوروز/یوم النیروز
عید نوروز در جبهه:
چه خوش بود آن روزها! یادش به خیر چه شور و شوقی؛ خوشا به حال
کسانی که همون موقع تو میدون نبرد، عیدشونو گرفتن و بدا به حال ما
که هنوز عیب خود را ندیدیم!!!
و الا ماه هم می تونستیم عیدی را از آقامون
بگیریم و برگ سرخ شهادت را به امضاء برسونیم اما ...
سفره هفت سین
بچه ها تحویل سال
یادش بخیر شملچه
چیده بودیم تو سفره
سربند و یک سر نیزه
بچه ها خیلی گشتن
تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره
کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم
یه کاسه سکه و سنگ
سمبه به جای سنجد
یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد
همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده
همه یک صدا گفتیم
به جای هفتمین سین
تو سفره سر میزاریم
سربند و یک سر نیزه
به جای هفتمین سین
سر کمه؛ هرچی داریم
پای رهبر میزاریم

از صبحگاه خبری نبود، عیدی بچهها سکههای یک تا 50 ریالی و
اسکناسهای 100 تا 1000ریالی متبرک به دست حضرت امام رضوان
الله تعالی علیه بود؛ همچنین پولهایی که یادگاری نوشته شده
از سوی خود بچهها یا فرماندهان بود. غذاهای این ایام بهترین
غذاها وشیرین پلوی شیرازی و پذیرایی با میوه و شیرینی در همه جا دایر بود، در کنار همه
این نعمتها، مراسم جشن و سرور بود؛ تئاترها و و نمایشنامههای
نشاط آورکه به وسیله خود بچهها تهیه و اجرا میشد و نمایش
فیلمهای سینمایی که زحمت تدارک آنها را بچههای واحد تبلیغات
میکشیدند. در این ایام بچهها راه میافتادند برای عرض تبریک؛
از محل فرماندهان شروع میکردند و بعد به سنگرهای مجاور
میرفتند؛ در حالی که همه باهم میگفتند: برادرا برادرا عید
شما مبارک. اهل سنگرهم جوابی میدادند؛ یا چیزی به شوخی
میگفتند و از میهمانان دعوت میکردند که به داخل سنگر آنها
بروند تا پذیرایی بشوند. سنت «هفت سین» چیدن عید را
بعضی هاحفظ کرده بودند؛ منتها با همان رنگ و صبغه جنگی آن.
مثل هفت سین : ۱ــ مین «سوسکی»، ۲ـ مین «سبدی» ۳ـ سیم تله، 4ـ سیم چین،
5ـ سیم خاردار، ۶ ـ سرنیزه ، 7ـ سی، چهار(c4) که نوعی خرج و
مواد منفجره غیر حساس بود. یا در مواردی سوزن اسلحه،
سیمینوف، سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردی از هفت سین ذکر
کردهاند که در جای دیگر معمول بوده است

التماس الدعا حین سال التحویل هر الکجا الباشید.

